
آغو پسر عمو من وقتی میخوابه صدا کسی در بیاد خونش حلاله!!!! ینی تا این حدااااا!!!!
ظهر از سرکار اومده بود خواب بود
منم حوصلم سر رفت!!!
داد زدم: فرزاااااااااد!!!!!!
دو متر پرید بالا! فکر کرد جنگ شده!!! قرمزی چشماش بمااااند!!! :))))))
پسر عموم: چی شده هستی؟؟؟؟
من: هیچی عزیزم خواستم بگم خوب بخوابی!!! :
کصافط تا سر کوچه دنبالم کرد!!!! تازه گفت ی بار دیگه اینورا ببینمت مردی!!! :|||||
ولی خیییلییی چسبید!!! :))))) مریض هم خودتونید. :@
***
مکالمه ی منو مخاطب خاص خلو چلمo_O
اون:زشتول من چطوره؟^_^
من:زشتول خودتی انچوچک میمون^____^
اون:تقصیر منه پدرسگه پدرسوخته ست که به تو رو میدم همه چی تمومه بای
من تو دلم:(به باباشم فحش میده؟؟؟o_O)
۵دقه بعد عکس یه بچه فرستاده میگه پچمون خوجله؟؟؟
من:اره عین بابای پدر سوختش ،پدر سوخته ست^__^
اون:تو به چه حقی به پدر من فحش میدی هاااان همه چی تموم شد بای
مخاطب خاص چل وضعه ما داریم؟؟؟o_O
***
سر سفره افطار نشسته بودیم داشتیم والیبال ایران لهستان نگاه میکردیم یهو مادر بزرگم که از صدای تشویق ورزشگاه سردرد گرفته بود رو به تلویزیون گفت بسه دیگه خیس عرق شدین برین غذاتونو بخورین افطاره!!!
دهه بیستیه!
لایک = خدا حفظش کنه
***
یعنی اینقدر که ناگهانی مامان من نظرشو درمورد افراد تغییر میده فکر نکنم کسی بتونه انجام بده!
داشتیم والیبال میدیدم وقتی امتیاز میگرفتن حریفا
-معلومه دیگه امتیاز بایدم بگیرن وقتی کاپیتانمون ریش میزاره و بخواد هی بزک دوزکش کنه و بهش برسه وقت برا تمرین ندارن
حالا وقتی میگیرم امتیازو
-افرین گل کاشتید همینه دیگه حتی وقت ندارن ریششونو بزنن بسکه تمرین میکنن این بچه های سختکوشمون
:|
***
برای دیدن ادامه ی مطلب کلیک کنید
امتياز : | نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0 |